گروه نیوش: دلچسب‌ترین اجرا برای کارتن‌خواب‌های مشهدی بود

گروه نیوش: دلچسب‌ترین اجرا برای کارتن‌خواب‌های مشهدی بود

در یکی از سفرهای درون‌شهری با مترو یا در برخی مراسم‌های خیریه مطمئناً گروه آن‌ها را دیده و موسیقی‌شان را شنیده‌اید. گروه نیوش با این که اعضای آن‌ها همگی جزو باسابقه‌های این رشته هستند، اما مدتی تصمیم گرفتند در مکان‌های عمومی اجرا داشته باشند و پروژه‌ای را به اتمام برسانند.

این گروه متشکل از سروش قهرمان‌لو خواننده و نوازنده سه‌تار الکتریک، آرش قهرمانلو یکی از مؤسسان و مدیر برنامه و کیکاووس مختاری تنظیم‌کننده است. سبکی که آن‌ها اجرا می‌کنند تلفیقی است از موسیقی راک، سنتی و فولکور. در واقع نمی‌توان موسیقی آن‌ها را در سبک خاصی گنجاند. نیوش تاکنون توانسته است به مقام‌های متعددی در حوزه موسیقی دست یابد که از این میان می‌توان به کسب مقام دوم در فستیوال بین‌المللی موسیقی وومد و مقام‌هایی در داخل کشور اشاره کرد.

سروش قهرمانلو که مدت‌ها در کنار استاد جلال ذوالفنون و در گروه او می‌نواخت بعد از مدتی در همراهی با برادرش آرش اقدام به تأسیس گروه خود کرد. نیوش از همان ابتدا به دلیل سبک و سیاقی که داشت توانست مورد توجه واقع شود، چرا که در ابتدای کار در ایستگاه‌های مترو تهران و با مجوز فرهنگسرای مترو، اقدام به برگزاری اجراهای خود کرد و به همین دلیل بسیار خبرساز شد. “خرده‌های تاریکی”، “کینه” و… عنوان آلبوم‌هایی است که این گروه دارد.

 

تصور می‌کردید یک روز از اجرای داخل مترو، کار گروه به اجرا در یک سالن با انبوهی از مخاطبان برسد؟

سروش قهرمان‌لو: بله، ما اجرای رسمی خود را از داخل مترو آغاز کردیم, اما نگاه ما به اجرا در مترو یک نگاه عادی و در حد یک موسیقی خیابانی نبود، البته با برداشتی که اکنون از موسیقی خیابانی وجود دارد. ما درصدد بودیم نگرش در مورد موسیقی خیابانی را تغییر دهیم. به‌شخصه پیش از تشکیل این گروه در گروه مرحوم ذوالفنون در موقعیت و جایگاهی کاملاً حرفه‌ای مشغول به فعالیت بودم و اگر پا در این میدان گذاشتم قصدم خروج موسیقی خیابانی از وضعیت فجیعی بود که اکنون شاهد هستیم. ما می‌خواستیم در قالب فعالیت این گروه به اثبات برسانیم که اتفاقاً فرد و یا گروهی که موسیقی خیابانی اجرا می‌کند دارای درجه بالای کیفی اجرای موسیقی است و نباید خدای ناکرده به او به دید تکدی‌گری نگاه کرد که لزوماً در مواجهه با یک اجرای خیابانی باید برای او نیز پولی ریخته شود. ما پیش‌تر پولمان را از طریق مؤسسه‌ای که قرارداد با او داشتیم دریافت کرده بودیم و سعی کردیم بهترین اجرا را برای عابران پیاده در معبری همچون مترو داشته باشیم. ما خودمان را یک گروه موسیقی خیابانی نمی‌دانیم بلکه یک گروه موسیقی هستیم که اجراهای مختلفی داشتیم چه در خیابان و چه در بهترین سالن‌ها.

 

اجرا در مترو، گروه موسیقی و اجرای شما را تبدیل به یک جریان سفارشی کرد؟

آرش قهرمان‌لو: طرح را که ما نوشته بودیم و در اصل سفارش از ناحیه ما بود. البته صرفاً هم اجرای موسیقی نبود. پرفورمنس هم داشت و همان‌طور که گفتم هم‌زمان نقاشی و طراحی نیز در جریان اجرای آن شکل می‌گرفت.

سروش قهرمان‌لو: شخصاً دیگر لحن موسیقی من آن لحن سابق نبود و به دنبال این بودم که ببینم اثری که اجرا می‌کنم تا چه اندازه برای مخاطب کارایی دارد. نکته جالب‌ توجه اینجا بود که ما هیچ‌وقت به مخاطبان خود که در اصل مسافران مترو بودند اعلام نمی‌کردیم که شب آینده و یا شب‌های بعد در کدام ایستگاه اجرا داریم و آن‌ها خود در مورد این مسئله از ما سؤال می‌کردند. ما در ایستگاه آخر یعنی میدان انقلاب در اجرای آخر خود نزدیک به 500 مخاطب داشتیم که مشتاقانه منتظر بودند تا ما به ایستگاه رسیده و موسیقی اجرا کنیم.

آرش قهرمان‌لو: مدل برخورد آن‌ها جالب بود، مثلاً در ایستگاه علم و صنعت ما باید به این مسئله هم فکر می‌کردیم که با توجه به فضای کوچک ایستگاه نمی‌شود ازدحام کرد، چرا که ممکن است گروهی از مسافران بدون توجه و علاقه به اجرا به کار روزمره خود مشغول باشند، درنتیجه تصمیم گرفتیم اجرا در این ایستگاه مترو را در محوطه بیرونی آن‌ که جزئی از ایستگاه بود انجام دهیم. خیلی جالب بود که با طیف آدم‌های مختلف مواجه بودیم، از فردی که اصلاً تا به آن لحظه یک اجرای موسیقی را از نزدیک ندیده بود تا یک فرد غیرمتخصص که اتفاقاً راجع به اجرای ما نیز اظهارنظر می‌کرد و بعضاً افرادی که اجرای ما را حتی نقد هم می‌کردند. ما تنها سه تا پنج ثانیه در میان تردد مردم در مترو وقت داشتیم که آن‌ها را به سمت خودمان جذب کنیم. لذا در گروه قطعات به شکلی اجرا می‌شد که هر فردی از هر قسمت کار که به گروه مخاطبان می‌پیوندد این تصور را نداشته باشد که بخشی از روند اجرای موسیقی گروه را از دست داده است.

سروش قهرمان‌لو: از این نکته نباید غافل شد که مترو مکان عجله است و با معابر و پیاده‌رو و حتی خیابان خیلی فرق می‌کند، چرا که به‌هرحال در آن اماکن مردم در حال تردد و رفت‌وآمد عادی خود هستند، اما در مترو شتابی هست که مهارناشدنی است و همه مسافران عجله دارند تا سوار بر قطاری شوند که یا در ایستگاه توقف کرده و یا در آستانه ورود به ایستگاه است. خوشبختانه آرش در رشته برنامه‌ریزی شهری تحصیل‌کرده است و برنامه‌ریزی خوبی برای این مسئله داشت که همه اقشار مردم را به سمت اجرای موسیقی ما جلب کند، از پلیس گرفته تا کارگری که حتی زیر ناخن‌هایش آثاری از کار ساختمانی و گچ دیده می‌شد. سیامک هم از افرادی که آنجا نشسته بودند برایشان نقاشی می‌کشید و به آن‌ها هدیه می‌داد.

آیا قرار است که این روند ادامه پیدا کند و گروه نیوش به این جنس کار در آینده نیز بپردازد؟

آرش قهرمان‌لو: معلوم نیست. باید دید که دغدغه گروه موسیقی نیوش در آینده چیست و آیا دوستان نسبت به این فرم کار در آینده رغبت نشان می‌دهند و تصور می‌کنند که نیاز به چنین موسیقی داریم یا خیر؟

سروش قهرمان‌لو: الان مشکل ما این شده است که موسیقی خیابانی خیلی رواج پیدا کرده است و متأسفانه این مسئله تبدیل به یک ژست خیلی بزرگ شده است که مثلاً ما بزرگ‌ترین و مهم‌ترین گروه موسیقی خیابانی هستیم و روی دست ما کسی وجود ندارد. درصورتی‌که این هم یک فرم موسیقی است و دوستان باید بدون حاشیه‌‌سازی بیایند و برای مردم کار خودشان را اجرا کرده و بروند. یک آسیب بزرگ دیگری هم که وجود دارد اینکه گفته می‌شود در میان افراد شاغل به این موسیقی استعدادهای بزرگی نهفته است، درصورتی‌که به این حد که گفته می‌شود نیست، اما این شکل موسیقی هم همچون سایر ژانرها ممکن است استعدادهایی در خود داشته باشد، اما به این معنی نیست که چون ناشناخته مانده یا به آن‌ها بها داده نشده حال به‌سوی این نوع موسیقی روی آورده‌اند.

آرش قهرمان‌لو: بخش دیگری رونق یافتن این نوع موسیقی بروکراسی دست‌وپا گیر است که درزمینهٔ صدور مجوز خیلی کند و زمان‌گیر اقدام می‌شود و لذا این نوع موسیقی که بعضاً گفته می‌شود دارای قطعاتی از موسیقی زیرزمینی است با اقبال بیشتری از سوی مخاطبان روبرو می‌شود که البته این نیز به‌غلط مصطلح شده است که هر نوع موسیقی بدون مجوز موسیقی زیرزمینی است.

موضوع اجرای موسیقی برای جانبازان هم رسانه‌ای شد؟

آرش قهرمان‌لو: بله رسانه‌ای شد و البته کمی هم دردناک و دردسرساز برای ما. حقیقت این بود که خود جانبازان اعصاب و روان و شیمیایی دوست داشتند که ما برای آن‌ها اجرای موسیقی داشته باشیم، لذا از ما دعوت می‌شد و تدارکات سالن اجرا هم به عهده خودشان بود و این که ما برویم آنجا و مثلاً سر فلان مناسبت برای آن‌ها اجرا برنامه داشته باشیم.

گروه پرستاری و پزشکان هم می‌گفتند از زمانی که شما برای آن‌ها موسیقی اجرا می‌کنید دوز مصرف دارویی آن‌ها کم شده است و این برای ما خیلی رضایت‌بخش بود، تا اینکه در جریان یک اجرا در یکی از بیمارستان‌ها که معمولاً تصویربرداری می‌شود و طبق معمول نسخه‌ای از فیلم هم سر از آن‌طرف آب درمیاورد، یک آن گروهی کاسه داغ‌تر از آش پیدا شدند و با این توجیه که جانباز نباید حیثیتش را با شرکت در این مجالس از دست بدهد، جلوی مراسم ما را گرفتند.

چقدر در اجراهای خاص خودتان مثلاً برای جانبازان و یا بچه‌های ام‌اس به انجام کار خیر و صواب می‌اندیشیدید و آیا چنین برنامه‌هایی با نیت جلب‌توجه و اصطلاحاً شوآف اتفاق نیفتاد؟

سروش قهرمان‌لو: اگر برای جلب‌توجه و شوآف بود که ما این‌همه مدت به شکل مستمر این کارها را انجام نمی‌دادیم، یک‌بار می‌رفتیم و پیامد این اتفاق هم این بود که ممکن بود از یک سری از امتیازات برخوردار شویم. من پیش از این همان‌طور که گفتم سال‌ها روی صحنه با گروه مرحوم ذوالفنون کار می‌کردم و این اقدامی که ما مرتکب به آن شدیم در اصل یک خودکشی به نسبت کار حرفه‌ای بوده و هست که من انجام می‌دهم. آرش الان نزدیک به 10 سال است که به شکل مستمر برای اجرای موسیقی به آسایشگاه کهریزک می‌رود و اگر این کار او برای خودنمایی بود پس چرا این مدت طولانی باید ادامه پیدا کند؟

آرش قهرمان‌لو: اصلاً اگر این اتفاق شوآف بود که ما برای خودمان عکاس در نظر می‌گرفتیم و آن‌ها را پیش از مراجعت گروه در مکان اجرا مستقر می‌کردیم. البته باید به این نکته اشاره‌کنم و آن اینکه ما در اجراهای ایستگاه مترو هم با مشابه این صحبت‌ها و حرف‌های ناپسند از سوی منتقدان نیز مواجه بودیم.

شیرین‌ترین و دلچسب‌ترین اجرای ما برای کارتن‌خواب‌های مشهدی بود یعنی آن‌هایی که عمری درگیر اعتیاد بودند و حالا ترک کرده و به همت یکی از میان خودشان همگی در خانه‌ای همزیستی داشتند، اجرا برای آن‌ها بسیار برای من خاطره‌انگیز بود. به این نکته توجه داشته باشید که ما در شهری اجرای موسیقی کردیم که موسیقی در آن قدغن محسوب می‌شود، اما ما رفتیم و اجرای خوبی هم داشتیم و اگر مجدد دعوت شویم بازهم می‌رویم.

شاید الان پیش خودتان بگویید این‌ها که صحبت از این می‌کنند که فیلم و عکسی از اجراهای خودشان ندارند پس چرا مثلاً از اجرا پیش بچه‌های ام‌اس فیلم و عکس گرفته شده است؟ که در جواب باید بگویم این مسئله جنبه تبلیغی دارد و ما باید سوابق گروه را در مواجهه با برخی از سازمان‌ها و مردم خیرخواه داشته باشیم تا آن‌ها را ترغیب به کمک به مستمندان کنند.

در مورد فعالیت آتی گروهتان بفرمایید؟

کیکاووس مختاری: آلبوم جدید گروه تا پایان امسال همراهی با کنسرت آن رونمایی خواهد شد و چند تا موزیک‌ویدئو نیز منتشر خواهد شد. درصدد هستیم برای یک اجرا در مکانی خاص که بعداً اعلام خواهد شد مجوزهای لازم را اخذ کنیم، اما در حال حاضر میکس و مسترینگ آلبومی که به آن اشاره شد و”نیوش” نام دارد و مجوزهای آن هم گرفته شده، در حال انجام است. این آلبوم در فضایی متفاوت کمی هیجانی‌تر از اثر قبلی روانه بازار خواهد شد که به‌محض رونمایی، دوستان علاقه‌مند شاهد این تفاوت‌ها خواهند بود.

 

اسم نیوش را چه کسی روی گروه گذاشت؟

آرش قهرمان‌لو: من این کار را کردم. البته ابتدا نمی‌دانم چرا این اسم به ذهنم خطور کرد، اما به‌هرحال نام بامُسمایی است که فعل امر مصدر نیوشیدن است به معنای گوش کردن، البته نه گوش کردنی، فقط با استفاده از دو گوش سر. بله گوش دل سپردن به موسیقی که به این وسیله ما به دوستان می‌گوییم که به‌دقت به آثار موسیقی موردعلاقه خودشان گوش فرا سپارند.

اینکه برخی برای تفریح به کنسرت می‌روند آیا به نظر شما درست است؟

سروش قهرمان‌لو: اصولاً کسی که برای تفریح می‌خواهد موسیقی گوش بدهد نباید به کنسرت برود. این مسئله ارتباط مستقیم به فرهنگ‌سازی دارد که طی این سال‌ها صورت نگرفته است و البته نقش رسانه در این مورد اهمیت دارد. هرچند در ایران مکانی برای تفریح به آن شکلی که شاید در کشورهای اروپایی مرسوم است وجود ندارد و آن‌ها مجبور هستند به کنسرت به دید یک فضای تفریحی نگاه کنند. اصلاً آن دسته از خوانندگانی هم که چنین سالن‌هایی را با هزینه‌های گزاف برای اجرای موسیقی و کنسرت اختیار می‌کنند اتفاقاً از آن دست فعالان این رشته هستند که آثار ارائه شده از سوی آن‌ها همان به درد تفریح و سرگرمی می‌خورد، اما اینکه چرا مردم پا در این کنسرت‌ها می‌گذارند دلیلش این است که بسیاری از آن‌ها اطلاعی از حتی خواننده کنسرتی که برای آن‌وقت و هزینه گذاشته‌اند ندارند.

آرش قهرمان‌لو: به نظر من چیزی که برای اغلب کسانی که به کنسرت می‌روند اهمیت ندارد اتفاقاً اجرای خود کنسرت است و اینکه چه گروهی با چه ساختار و محتوایی قرار است در فلان سالن اجرای برنامه داشته باشد. حتماً بارها دیده‌اید افرادی که با صرف هزینه زیاد صرفاً به جهت ژست آن‌ هم در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به کنسرت فلان خواننده می‌روند درحالی‌که اصلاً او را نمی‌شناسند و تنها به گرفتن چند عکس سلفی برای استفاده در فضای مجازی بسنده می‌کنند. در چنین شرایطی دیگر چه فرقی می‌کند که چه کنسرتی با چه مختصات و کیفیتی روی سن باشد. به نظر من هم رسانه به‌ویژه رسانه ملی در این زمینه بسیار مقصر است، چرا که باسیاست‌هایی که اتخاذ کرده است سطح سلیقه مردم را به‌شدت پایین آورده است.

کیکاووس مختاری: نکته جالب این است که در کنسرت‌های موسیقی اغلب با آثاری موسیقی مواجهه هستیم که بندهای عروسی در محافل خصوصی اجرا می‌کنند، به همان اندازه مفرح و سرگرم‌کننده و درنتیجه باید به جماعتی که برای تماشای این موسیقی به کنسرت می‌روند حق داد که اولویتشان از رفتن به کنسرت تفریح باشد.

به‌عنوان کلام آخر اگر ناگفته‌ای باقی‌مانده دوست داریم بشنویم؟

کیکاووس مختاری: همه این فکر و تصور را دارند که ما که زیاد کنسرت برگزار می‌کنیم و جامعه پولدار و متمولی هستیم، درحالی‌که در حقیقت این‌گونه نیست. وقتی برای در اختیار گرفتن سالنی مراجعه می‌کنیم می‌گویند باید از طریق سایت ثبت‌نام کنید، اما مدت زیادی می‌گذرد و خبری نمی‌شود که بعد متوجه می‌شویم که سالن با مقادیر بالاتری به مدتی زیادی در اختیار گروه دیگر قرار گرفته است که باید برای فراهم آوردن مقدمات چیزی حداقل دو برابر تعرفه مشخص شده پول پرداخت شود.

آرش قهرمان‌لو: چرا فکر می‌کنند که ما که کنسرت برگزار می‌کنیم پول زیادی در اختیار داریم؟ برای اجرای یک کنسرت علاوه بر اجاره سالن، دستمزد نوازندگان و یا نوازنده‌ای مهمان باشد دستمزد بالاتری باید پرداخت شود. هزینه برای صوت و نور و موارد دیگر که تصور می‌کنم چیز زیادی برای خود برگزارکننده باقی نمی‌ماند. نمی‌شود بلیت را هم افزایش قیمت داد چون در آن صورت حجم مخاطبان کنسرت‌ها که چرخه مالی کنسرت را نیز تأمین می‌کند کاهش پیدا می‌کند.

سروش قهرمان‌لو: تصور می‌کنم که موسیقی بی‌کس و تنهاست. حداقل برای تئاتر مسئولان این امکان را فراهم کرده‌اند که تئاتر خصوصی تشکیل شود تا نیازها و تقاضاها برآورده شود، اما در طول 40 سال ما یک سالن ویژه موسیقی احداث نکرده‌ایم. تصور می‌کنم هنوز تکلیفمان با موسیقی معلوم نیست. اگر موسیقی نمی‌خواهند بگویند و اگر همچنان باید موسیقی جاری باشد این روند کج دار و مریز نمی‌تواند به راه خود ادامه دهد.

منبع: هنرآنلاین

(Visited 5 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *