۴۰ سال خانه‌نشینی حق من نبود

۴۰ سال خانه‌نشینی حق من نبود

عبدالوهاب شهیدی ۹۷ ساله شد. خالق تصنیف زیبا و ماندگار «زندگی» با آن مطلع شهیر: «اون نگاه گرم تو…»؛ اثری در دستگاه ماهور و در گوشه طوسی. بی‌تردید این قطعه همانند قطعاتی چون «تو‌ ای پری کجایی» حسین قوامی، «الهه ناز» غلامحسین بنان، «مرغ سحر» محمدرضا شجریان و… در کنار آثار پرشمار شهیدی در تاریخ موسیقی ایران باقی خواهد ماند. شهیدی نخستین بار این قطعه را سال ۱۳۴۷ در جشن هنر شیراز اجرا کرد. به گفته خودش«کاری که اصیل باشد، همیشه دیده می‌شود.»

ولد عبدالوهاب شهیدی بهانه‌ای شد تا گپ و گفتی دوستانه با استاد بزرگ آواز ایران داشته باشیم.

شهیدی می‌گوید:

من یکم مهرماه سال ۱۳۰۱ به دنیا آمدم و امسال ۹۷ ساله شدم. زادگاهم میمه اصفهان است و دوران دبستان را در این شهر گذراندم. پدرم میرزاحسن شهیدی ملقب به صدرالاسلام و متخلص به طوبی از نوادگان شهید ثانی بودند. از دوران کودکی به موسیقی علاقه‌مند بودم وگاهی اوقات با خود آواز خواندن را زمزمه می‌کردم پدرم هم من را تشویق می‌کرد و می‌گفت: «در چهره‌ات می‌بینم که در این زمینه موفق خواهی شد و باید مسیر موسیقی را ادامه بدهی!» ۱۴ سال سن داشتم که پدرم فوت کرد. در واقع پشتیبان و استادم را از دست دادم. پدرم از روحانیون بود و به موسیقی احاطه کامل داشت و من چندین آواز را نزد ایشان آموزش دیدم. بعد‌ها یعنی سال ۱۳۱۷ آموزگار شدم و بعد به نظام وظیفه پیوستم و در ارتش ماندگار شدم و در حال حاضر هم بازنشسته ارتش هستم. تمامی این اتفاقات تقدیر من بود. طبیعت این مأموریت را بر عهده من گذاشته بود و از خود اختیاری نداشتم. آن روزها تمام وقتم را صرف آموختن و رفتن به تئاتر می کردم. من پیش از آن که به‌ صورت جدی موسیقی را ادامه بدهم، به کار بازیگری تئاتر مشغول بودم و بعد از آشنایی با استاد مهرتاش آموزش موسیقی را در محضر ایشان آموختم و به برنامه رادیویی گل‌ها وارد شدم و تعداد آثاری که از آن برنامه باقی مانده و آرشیو شده است ۷۰ درصد آن اجرای من بوده است اما بعد از انقلاب نه اجرایی داشتم و نه نوارکاستی منتشر کردم. البته اوایل انقلاب مدتی موسیقی تحریم بود و اثری پخش نمی‌شد ولی بعدها بدون آن که بخواهم خانه‌نشین شدم.

عبدالوهاب شهیدی دانش آموخته مکتب اصفهان است و شاید دلیل این امر زادگاه او بوده است اما او بر این نظر است که «همه مکاتب موسیقی هستند و تفاوتی با هم ندارند و انتخاب این نام‌ها چون مکتب اصفهان، مکتب تهران و مکتب تبریز به لحاظ محلی و موقعیت جغرافیایی است. استادان اول من صفحه گرامافون بودند یعنی با شنیدن صدای استادانی چون تاج اصفهانی و ادیب خوانساری از روی صفحه شیوه آن دو استاد را پیروی کردم و علاقه‌مند شدم اما وقتی به کلاس استاد مهرتاش آمدم ایشان گفتند:

تمامی این روش‌ها را از ذهنت پاک کن!» و یک سال مشغول پاک کردن آنها بودم.

عبدالوهاب شهیدی نوازنده قهار ساز عود (یا بربط) است و در واقع سبکی را در این ساز به وجود آورد که تا به امروز ادامه دارد و آن چه را هنرجویان آموزش می‌بینند، شیوه عودنوازی ایشان است. یعنی نواختن عود به شیوه موسیقی ایرانی. او در این باره می‌گوید:

سنتور ساز اول من بود اما با صدای ساز عود از «رادیو خاورمیانه عربی» آشنا شدم و خیلی تحت تأثیر این صدا قرار گرفتم. آقایی بود به‌ نام «خضوری» از یهودیان عراق و از ترس آن که به اسرائیل نبرندش، از بصره به ایران آمده بود. وقتی به جامعه باربد آمد، آقای مهرتاش او را استخدام کرد. او استاد قانون بود ولی در نوازندگی عود هم تبحر داشت. به‌ طور اتفاقی با ایشان برخورد کردم و برایم یک عود آورد و طرز کوک‌کردن و انگشت‌گذاری را به من یاد داد. چون با تار آشنایی داشتم خیلی زود با عود ارتباط برقرار کردم. من تنها کاری که روی عود انجام دادم این بود که این ساز را از فراموشی بیرون آوردم و صدایی که امروز از ساز عود شنیده می‌شود نتایج زحمات من و شیوه کاری‌ام است. من سبک نواختن تار را روی عود پیاده کردم و سال‌ها در این باره تلاش کردم. شنیدم که قرار است این ساز به‌ نام ایران ثبت جهانی شود و از دوستانی که در این باره زحمت می‌کشند تشکر می‌کنم؛ چرا که اتفاق بسیار خوبی است و هر آن چه را در راه کشورم ایران باشد و صورت بگیرد، حرفی ندارم و موافقت خود را اعلام می‌کنم.

این استاد بزرگ آواز گاه آثاری را که امروز با عنوان موسیقی آوازی رواج پیدا کرده است، می‌شنود و می‌گوید:

موسیقی‌های امروزی را گوش می‌کنم و می‌بینم که تعداد هنرمندان افزایش یافته است اما بیشتر از آن که هنرمند باشند هنربند هستند. پیش از این عزیزانی چون بنان، قوامی، ادیب خوانساری، تاج اصفهانی، عبدالعلی وزیری و… بودند که توانستند موسیقی آوازی را بدرستی به مردم معرفی کنند اما متأسفانه امروز این بزرگان آرام آرام کنار گذاشته شده‌اند. آینده موسیقی ایران بستگی به فعالیت همین جوانان دارد. آنها باید در زمینه معرفی درست موسیقی اصیل ایرانی تلاش کرده و آن را ارتقا بدهند و دراین راه رشد کنند. پایه و اساس یک موسیقی شعر است. زمانی یک تصنیف گُل می‌کند که در کنار یک شعر خوب، ملودی و بعد آواز قرار بگیرد.

تولد استاد عبدالوهاب شهیدی مصادف با سالروز تولد استاد شجریان است. او ضمن تبریک تولد برای ایشان آرزوی سلامتی دارد. او ناراحت و نگران از روزهایی است که می‌گذرد و خسرو آواز ایران در بستر بیماری است. او می‌گوید:

روی ماهش را می‌بوسم و غمخوارش هستم و از پیشامدی که برای ایشان به وجود آمده ناراحت هستم و تنها کاری که می‌توانیم انجام بدهیم دعا برای سلامتی ایشان است. آشنایی من با شجریان به جشن هنر شیراز برمی‌گردد البته در جشن طوس هم در کنار هم بودیم. او نه تنها یک هنرمند است بلکه یار و رفیق مهربانی است. انسانی بسیار با ادب و آشنا به هنر و سال‌ها در این زمینه زحمات بسیاری کشیده است. او هرگاه می‌شنید استادی آمده است هر طور که شده به خدمت او می‌رسید تا بر دانشش بیفزاید. شجریان هم از شاگردان مهرتاش است و در ابتدای کار در محضر ایشان آموزش موسیقی دیده است. چند شب گذشته یک نوار کاست از کارهای ایشان را گوش می‌دادم در دستگاه آواز ابوعطا با همراهی ساز جلیل شهناز. من در سرتاسر این نوار اشک ریختم که چرا باید چنین اتفاقی برای آقای شجریان رخ بدهد! طبیعت با ایشان چه کرده است؟ طبیعت او را می‌سازد، پرورش می‌دهد و بعد او را به زمین می‌زند. این چه قانونی در طبیعت است؟ این افراد و انسان‌های بزرگ آسان به دست نمی‌آیند. شاید هر هزار سال یک بار. به قول باباطاهرعریان:

من آن بحرم که در ظرف آمدستم

چو نقطه بر سر حرف آمدستم

به هر الفی الف‌قدی برآید

الف‌قدم که در الف آمدستم

این هنرمندان هر هزار سال یک بار متولد می شوند و هزار سال دیگر باید صبر کرد تا بار دیگر مادرگیتی چنین هنرمندانی به دنیا آورد. حیف و صد حیف برای موسیقی ایران.

در چهره عبدالوهاب شهیدی غم بزرگی آشکار شده است و سرش را به نشان تأسف به پایین می‌اندازد و با همان بغضی که در گلویش نهفته است، بیان می‌کند:

سال گذشته ایشان به منزل من آمدند، روز پرخاطره و خوبی بود. در این سال‌ها پراکنده ایشان را می‌دیدم ولی باور کنید خیلی ناراحت هستم. من می‌دانم او چه دردی دارد و این درد را حس می‌کنم! آن چه داشت باخته است آن صدای شیوایش از بین رفته و این بی‌عدالتی طبیعت است. طبیعت سرمایه و زندگی‌اش را گرفته است؛ خدا را قسم می‌دهم بلکه حالش کمی بهتر شود. آقای شجریان شاگردان بسیاری تربیت کرده و خوشبختانه صداهای خوبی نیز در این میان ظهور پیدا کرده‌اند، تنها باید تجربه لازم را پیدا کنند.

منبع: ایسنا

(Visited 15 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *