میلاد کیایی: خواننده سالاری یکی از آسیب های موسیقی ملی ایران است

میلاد کیایی: خواننده سالاری یکی از آسیب های موسیقی ملی ایران است

اول مهرگان فرخنده زادروز ۷۵ سالگی این آهنگساز و مدرس و نوازنده پیشکسوت سنتور کشور است. به این مناسبت با میلاد کیایی هم کلام شده ایم که خلاصه آن را در ادامه می خوانید:

مقام سه گاه یکی از محبوب ترین دستگاه های موسیقی ایرانی است، معمولا آهنگسازان و نوازندگان در ساختن یک آهنگ یا اجرای یک قطعه موسیقی دستگاه سه گاه را بر می گزینند و کار خود را با نواختن گوشه ای از آن شروع می کنند و یا در این مقام به ملودی پردازی و اجرای قطعات موسیقایی می پردازند. علت محبوبیت این دستگاه نزد موسیقیدانان چیست؟

ببینید همه مقامات و گوشه های هفت دستگاه موسیقی ایرانی زیبا و محبوب و دارای ظرائف هنری بسیار هستند، اما درنظر گرفتن زمان و مکان و حالِ موسیقیدان در گزینش مقامات موسیقی ایرانی برای آهنگسازی و یا برای اجرای قطعات موسیقایی بسیار حائز اهمیت است. به عنوان مثال شنیدن نغمه ای در دستگاه «چهارگاه» هنگام صبح یک تأثیر جادویی بر شما خواهد گذاشت، یک روحیه سلحشوری و حماسی به انسان می بخشد. اگر قرار باشد که از داستان های شاهنامه فیلمی بسازند، موسیقی آن در دستگاه چهارگاه باشد تأثیرگذارتر خواهد بود. یا «دستگاه همایون» در هنگام صبحِ سحر و انجام ورزش باستانی، که زنده یاد اصغر شیرخداییِ «حقیقی» نه این بدل های امروزی او که در گوشه و کنار سر برآورده اند! وقتی می خواند؛ «ملکا ذکر تو گویم که تو شاهی و خدایی» با آن ضرب باستانی خود، یک روحیه جوانمردانه و پاک به شنونده القاء می نمود که روز خود را با روحیه ای شاداب و پربار و برکت آغاز کند. در هنگام طلوع آفتاب و آغاز روزی دیگر از حیات طبیعت، «مقام ماهور» تداعی کننده آغاز دوباره زندگی و شور و نشاط است. در هنگام ظهر «بیات ترک» که اذان هم در گوشه «روح الارواح» این مقام اجرا می شود. اول غروب هم «افشاری» احساسی ملکوتی به قلب آدمی می بخشد. یا هنگام غروب آفتاب و آغاز شب و تاریکی «مقام دشتی» غوغایی در جان آدمی برپا می کند، خصوص آنکه اگر انسان در دشتستان یا کویری باشد، شوری که در ذات این مقام است، خود را بیشتر نمایان می سازد. همینطور سوز و اشتیاقی که در «دستگاه شور» است، آن سکوت وهم آلود شب را می شکند و نوری در وجود تاریک انسان شعله ور می سازد. و اما مقام «سه گاه» که در آخر شب تصویری دیگرگونه از حیات آدمی پیش روی انسان قرار می دهد و با نزدیک شدن به سحر، شنیدنِ نغمه ای در «مخالف سه گاه» به ویژه «مثنوی مخالف سه گاه» شنونده را جادو می نماید و می تواند پایان زیبایی باشد بر مکاشفه و خلوت شبانه انسانِ عاشق. آرم برنامه گلهای جاویدان نمونه بی نظیری از مثنوی مخالف سه گاه است که با نوای دلاویز کلارینت زنده یاد شیرخدایی، جاودانه شده بود. این مفاهیم و القائات هنری، در طول تاریخ، توسط بزرگان ما تجربه شده و من در تمام این سالها به تمامی این تجربیات را لمس و شناخته ام. به جرأت می توانم بگویم که دستگاه سه گاه، تنها مقام موسیقی ایران است که وصف حال انسان می باشد و اندیشه چندانی در آن مستتر نیست، بلکه گویای حالِ آدمی است. به این دلیل دستگاه سه گاه محبوبیت بیشتری نزد موسیقیدانان و شنوندگان عادی موسیقی ایرانی دارد، چون برآمده از احساسات و وصف حال انسان است. رعایت و بکارگیری این قواعد و ظرافت های موسیقی ایرانی، در موفقیت و محبوبیت یک اثر موسیقایی تأثیر بسزایی خواهد داشت.

در چند سال اخیر تب تند خوانندگی و مشهور شدن، فکر و زندگی بیشتر جوانان را به خود درگیر کرده که در این میان هنر تبدیل به ساده ترین راه برای نیل به این مقصود بی سرانجام شده است. لذا به قصد کسب شهرت و پول به شیوه های مختلف به ارائه کارهای بی مایه و بی محتوی می پردازند و سلیقه هنری مردم را به ابتذال می کشند. متأسفانه در ابعاد گوناگون موسیقی شاهد پدیده ای بنام خواننده محوری هستیم که همه چیز بنام خواننده تمام می شود و زحمات و حقوق مادی و معنوی و ذوق هنری آهنگساز و شاعر اثر و همه دست اندرکاران و پدیدآورندگان یک قطعه موسیقایی، براحتی نادیده گرفته می شود. لطفاً در این خصوص مطالبی را بیان بفرمائید.

به مطلب بسیار حائز اهمیتی اشاره نمودید، دردی که روح الله خالقی را عذاب می داد، استاد علی تجویدی را می رنجاند و بسیاری دیگر از بزرگان ما را … این رویه نازیبا بسیاری از هنرمندان خوب ما را پیر و خاموش نمود. به یاد دارم کمی بیش از ربع قرن پیش، در سالهایی که کمتر کسی جرأت حمل ساز داشت، چه رسد به آنکه بخواهد گردهمایی از موسیقیدانان را هم برگزار کند، خدا دل شیری به ما داده بود و جمعی از هنرمندان و بزرگان شعر و موسیقی از جمله استادان علی تجویدی، فریدون مشیری، انوشیروان روحانی، سیاوش زندگانی، خانوم دلکش، معینی کرمانشاهی، منصور صارمی، مجتبی میرنقیبی، محمدعلی فردین و تنی چند از دیگر بزرگان هنر را در منزل خود گرد هم آورده بودم. در این محفل، دکتری که خیلی هم ادعای هنر و فضل و موسیقی داشت و نمی دانم چطور به جمع ما آمده بود! رو به خانم دلکش گفت: به به خانم دلکش، این آهنگ های شما! یکی از یکی زیباترند. این آهنگ شما؛ «این همه آشفته حالی، اینهمه نازک خیالی/ای سیه چشم و…» چقدر زیباست! خانم دلکش هم با اشاره سر تأیید می کردند! که در این موقع آقای تجویدی گفتند: عجب، من تا حالا فکر می کردم این آهنگ را من ساختم! آقای معینی کرمانشاهی هم گفتند: عجب، من هم فکر می کردم این شعر را من سروده ام! بنده نیز کلافه شدم و رو به آن فرد گفتم: وقتی پزشک یک مملکت اینقدر ناآگاه باشد که به خوانند بگوید آهنگ شما! دیگر از مردم عوام چه انتظاری می توان داشت؟ من مقصر این نقصیه بزرگ اجتماعی را که بزرگترین بی حرمتی و کم لطفی به آهنگساز و شاعر و صدابردار و همه پدیدآورندگان آثار موسیقایی هست، متوجه رادیو و تلوزیون و رسانه ها می دانم، که مسئولیت فرهنگ پروری را در جامعه بر عهده دارند. در نظر بگیرید مثلا … رادیو فرهنگ، تکرار می کنم رادیو فرهنگ، که مدعی فرهنگ سازی در جامعه است؛ «خب شنوندگان عزیز، آهنگی که شنیدید، با صدای فلان خواننده بود!» پس نام شاعر اثر چی؟ آهنگساز؟ صدابردار؟ نوازندگان؟ تنظیم کننده؟ آخر این بی حرمتی ها، این فرهنگ نادرست و نازیبای «خواننده سالاری» تا کی ادامه خواهد داشت؟ بنده همیشه با این روند ناپسند مبارزه کرده ام. جا دارد یادی کنم از جناب داود پیرنیا این بزرگمرد فرهنگ و هنر ایران، مؤسس و پدیدآورنده مجموعه برنامه های وزین «گلهای جاویدان» که در آن به معرفی و اشاعه هنر و هنرمندان موسیقی ایرانی می پرداخت و همه هنرمندان و استادان ما در آن برنامه ها ارج و منزلت داشتند و حرمت و حقوق مادی و معنوی همه شان رعایت می شد. جای خالی این بزرگمرد امروز در فرهنگ موسیقی ایرانی به روشنی احساس می شود. البته در این آشفته بازار جای بسی امیدواری است که هنوز هستند خوانندگانی که معرفت دارند و حق شناس آهنگساز و همکاران خویش اند. بیائید این فرهنگ را تا آنجا که امکان پذیر است، از دامن هنر ملی خود پاک کنیم و رسم حق شناسی را بیاموزیم و حرمت همه دست اندرکاران دلسوز و متعهد در عرصه هنر ملی ایران را پاس بداریم.

سخن آخر شما …

خیلی ها با هنرشان زندگی کردند، اما برخی هم زندگی خود را فدای هنر نمودند، تا فرهنگ این سرزمین که اساس هویت ملی و حیثیت اجتماعی ما هست، پایدار بماند. زمانی شرایط صلح آمیز بود و روزگار هم بوی عشق و امید می داد و هنر و هنرمند هم ارزشمند و ارجمند بودند. اما امروز دنیا شکل دیگری به خود گرفته و فضا قدری نامأنوس و نامحرم شده است، ولی نباید از پا نشست و صحنه عاشقیِ هنر را رها نمود؛ «در تاریکی ها و تنگناهاست که انسانِ هنرمند، اثری ماندگار می آفریند.» به لطف پائیز و آغاز بهار عاشقان؛ «ای که می پرسی نشان عشق چیست/عشق چیزی جز ظهور مهر نیست.»

منبع: موسیقی ایرانیان

(Visited 21 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *