عاشقانه‌ای دیگر از علیرضا بدیع

عاشقانه‌ای دیگر از علیرضا بدیع

غزل تازه‌ام برای شماست:

 

موي تو و شانه ي تو

گنجينه و مار زنگي

_از نخل بالا خزيده چندين تبهكار زنگي_

انبوهي از خاطراتت در سينه ام جاودانه ست

چون رسم اشكال بر غار در عصر پارينه سنگي

ماه است پيشاني تو شمس است قرباني تو

تبريز بر خود نديده چشمي به اين شوخ و شنگي

با عذر ديرينه سالي مي راني از خويش ما را

گاهي صفا بيشتر هست در خانه هاي كلنگي

دلگيرم از اين زمانه، اين دولت زاهدانه

سخت است يكرنگ باشي در روزگار دورنگي

عمامه و تاج شاهي با هم تفاوت نكردند

خرگوش بيرون نيامد از اين كلاه فرنگي

قدر تو را وصف كردن مقدور هر شاعري نيست

كي راه در قاف دارند اين جوجه هاي سرنگي؟

شعر من و شوكت تو، جان كهن جامه ي نو

در دوره ي ما عوض شد معيارهاي قشنگي

ما هر دو از ذوق سرشار، فرصت كم و شوق بسيار

حالا چه وقت تماشا؟ ديگر چه جاي درنگي؟

#علیرضا_بدیع

#شعر

#غزل

منبع: ریتمو

(Visited 49 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *