نقل شعری از شاملو توسط کارن همایونفر

نقل شعری از شاملو توسط کارن همایونفر

خیلی موقت و کاملاً بی ربط به حال و‌احوال اینروزها. یک‌ یادی از شاملوی بزرگ و شعر قفس‌اش که امروز بی‌جهت صد هزار بار زیر لب زمزمه کردم که نمی‌دانم چرا! با بی‌حوصله‌گی گلدانهای بالکن را آب دادم و‌چایی و‌سیگاری و نشستم به شهر نگاه کردم یک‌ ساعت بیهوده گذشت.

قفس

این قفس

این قفس…

پرنده

در خوابش از یاد می‌بَرَد

من اما در خواب می‌بینمش،

که خود

به بیداری

نقشی به کمالم

از قفس.

.

🌿پی‌نوشت: کلاً امروز هیچ فرقی با این گلدانهای صامت نداشتم فقط آنها سبز و ساکت بودند و من خاکستری بنفش آسمان قبل از طوفان. آدمها و ماشین ها را از آن بالا تماشا کردم و موسیقی‌ هم به دردم نخورد

منبع: ریتمو

(Visited 27 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *