تاسف علی پهلوان از درگذشت یک دوست قدیمی

تاسف علی پهلوان از درگذشت یک دوست قدیمی

چقدر زود گذشت. تازه تو شرکت استخدام شده بودم و آقایی رو‌ می‌دیدم که روزها میومد و برای همکارای شرکت روزنامه و مجله می‌آورد و از همه جالب‌تر این که بدون اینکه یادداشت کنه می‌دونست برای کی چی باید بیاره. یک بار از من پرسید چی می‌خوام و از فرداش دیگه بدون اینکه بپرسه برام می‌‌آورد… حساب همه رو هم داشت بدون این که جایی یادداشت کنه. هر وقت هم تو هر مجله‌ای عکس من رو می‌دید برام اونو می‌آورد… ۱۵ سالی که تو اون شرکت در ایران کار کردم یه جورایی هرروز آقا رضای جلیان رو می‌دیدم و باهاش حال و احوال می‌کردم و ازش روزنامه و مجله می‌گرفتم….چقدر ناراحت شدم از خبری که امروز شنیدم…یادش گرامی 😔

منبع: ریتمو

(Visited 13 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *