با پول بازیگر می‌شوید اما خواننده نه

با پول بازیگر می‌شوید اما خواننده نه

شهرام شکوهی از جمله خوانندگانی است که صدا و سبک ویژه‌ای در خواندن دارد. شیوه‌ی مطرح شدن او در موسیقی ایران کمی با دیگران متفاوت بوده است و همین مسئله البته برایش گاهی دردسرساز هم شده است. شکوهی در سال‌های ابتدایی فعالیتش توانست با تجربه فضاهای مشترک میان موسیقی ایران و موسیقی فلامنکو، امضای ویژه‌ای برای آثارش به ثبت برساند.

مصاحبه ای با این خواننده را در ادامه بخوانید:

لبوم جدیدی دارید برای انتشار.

دیگر دوران آلبوم گذشته است. در حال حاضر آلبوم هیچ توجیحی ندارد.

توجیح اقتصادی منظورتان است.

اصلا فارغ از بحث اقتصادی‌اش؛ مسئله این است که آلبوم به دلیل تجمع چند قطعه در کنار هم منتشر می‌شود. اما واقعیت این است که برخی از قطعه‌ها اگر به صورت مجزا منتشر شوند، بیشتر و بهتر شنیده می‌شوند. همین قطعه‌ها در مجموعه‌ی آلبوم کمتر شنیده می‌شوند.

چه شد که سراغ موسیقی ایرانی رفتید و چه شد که از آن فضا فاصله گرفتید و به سمت موسیقی پاپ آمدید.

مقاومتی در موسیقی سنتی برای تغییر هست. این مقاومت بخشی از آن به این برمی‌گردد که نامش «سنتی» است. البته به نظرم می‌توان این قالب را شکست. در حال حاضر در موسیقی ایرانی همایون(شجریان) حرکات خوبی را انجام می‌دهد که قالب‌های موجود را بشکند.
من قالبی را نشکستم. از یک سری تحریرهای ابداعی خودم استفاده کردم، تحریرهایی که شاید از نظر اصول موسیقی ایرانی اصلا قابل پذیرش نباشند. ولی این تحریرها در گوش مخاطب از نظر شنیداری، حالتی از تحریر را ایجاد می‌کند.

برای من جالب بود که این کارها را مخاطبان مختلف شنیدند. به هر روی این تحریرها و موسیقی سنتی، بخشی از هویت ماست و باید آن را نگه‌داریم. متاسفانه تغییر ما از سنت به سمت مدرنیته به خوبی شکل نمی‌گیرد.

موسیقی سنتی ما مقاومت شدیدی در مقابل تغییر دارد. من وقتی می‌خواستم به طور جدی کارِ موسیقی انجام دهم به سمت فضاهایی رفتم که اشتراکات میان موسیقی ایرانی و موسیقی اسپانیایی بود. رسیدن به این اشتراکات نه با تحقیقِ چندین ساله که با آزمون و خطای اتفاقی رخ داد. ادعا هم ندارم که حرکتم فکر شده و حاصل تحقیقی چندین ساله بود. در واقع کشف و شهودی بود. ما فضاهایی را امتحان کردیم و دیدم که خیلی با هم چفت هستند.

من با موسیقی ایرانی آشنایی داشتم و امیرحسین کاشانی هم بر موسیقی فلامنکو مسلط بود. آنچه من می‌خواندم با جستجوی امیرحسین به فضاهای مشابه‌اش در موسیقی فلامنکو وصل میشد. در فضای امروز موسیقی می‌بینیم که برخی‌ها، فضاهای متفاوتی را کنار هم می‌گذارند که هیچ سنخیتی با هم ندارند و همان را به عنوان موسیقی تلفیقی به مخاطب تحویل می‌دهند. مخاطب هم مجبور به تحسین و به‌به گفتن می‌شود؛ چون اگر این کار را نکند متهم به درک نکردنِ آن موسیقی می‌شود.

مهمترین دلیل موفقیت کارهای ابتدایی من این بود که مردم ایران هم موسیقی ایرانی را دوست دارند و هم با گیتار و موسیقی اسپانیش اُنس خوبی دارند. یکی از موفق‌ترین گروه‌های موسیقی جهانی در میان مردم ایران، جیپسی کینگ است که موسیقی اسپانیش اجرا می‌کنند.

شما خواننده‌ای هستید که بدون حمایت‌های مالیِ تهیه‌کنندگان و یا برنامه‌ای از پیش تعیین شده، در دنیای موسیقی مطرح شده‌اید. برای خوانندگانی که می‌خواهند وارد این عرصه شوند اما حامی جدی ندارند، چه راهی را پیشنهاد می‌کنید.

شهرام شکوهی شماره 2، هر چقدر هم کار خوب منتشر کند، در نهایت به نفعِ منِ شهرام شکوهی کار می‌کند. اگر هم روزی من افت کنم، تقلید کننده از من هم پایین می‌آید. پس اولین پیشنهاد این است که تقلید نکنند. حتما در کنار خواندن ساز هم بنوازند. از همه مهمتر سعی کنند در کارشان مولف باشند. این که خواننده چشمش به دستِ آهنگساز و تنظیم کننده باشد تا اثری به او بدهند، خیلی منجر به پیشرفت نمی‌شود. چون آثار خوب به خوانندگانی داده می‌شود که توان مالی بیشتری دارند و آنها همیشه اولین گزینه‌ها برای خواندن آثار خوب هستند.

خوانندگان جوان باید خودشان کار کنند و خودشان به دنبال ساختن اثر باشند؛ حتی اثار دست و پا شکسته. من با اولین آکوردهایی که روی گیتار یاد گرفتم آهنگ ساختم.

به وجود مافیا در موسیقی اعتقاد دارید؟ برخی معتقدند که در حوزه خوانندگی مافیایی هست که نمی‌گذارند هر کسی وارد این عرصه شود.

اگر درباره بازیگری می‌گفتید بیشتر قبول می‌کردم. ممکن است شما با پول بتوانید نقشی را در یک فیلم بخرید. اما با پول نمی‌توانید سالن را پر کنید. با پول نمی‌توانید صدایتان را وارد ضبط ماشین‌ها کنید.

گوش ما انسان‌ها بر خلاف چشم‌مان سخت‌تر فریب می‌خورد. شما نمی‌توانید خودتان را مجبور به شنیدن صدای کسی کنید که از صدایش خوشتان نمی‌آید.

به هر حال در فضای امروز جامعه ما خوانندگان خوش صدای بسیاری هستند که استعدادشان تلف می‌شود.

این مسئله در همه جای جهان هست. به هر حال بر کسی پوشیده نیست که خوانندگانِ خوش استعدادی هستند که به جایی نمی‌رسند و استعدادشان تلف می‌شود.

همه جای دنیا همین است. معتقدم که آدم‌ها نون دلشان را می‌خورند. اگر دل صافی داشته باشی همیشه یه جوری بالا می‌روی.

شنیده‌ام که 18 عمل جراحی روی صورتتان انجام داده‌اید. این مسئله حقیقت دارد؟

صورت من الان مقابل شماست؛ بیایید و ببینید. من فقط عینکم را برداشتم و البته پولیپ بینی‌ام را هم عمل کردم.
به هر روی ماندگاری برای هنرمند ارزشمندترین چیز است. اینکه سال‌ها بعد شما را کسی ببیند و بگوید که با فلان آهنگ شما خاطره دارم یا با فلان آهنگ شما عاشق شدم و ازدواج کردم.

منبع: تسنیم

(Visited 14 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *