شعری جالب از ترانه سرای «ماه و ماهی»

شعری جالب از ترانه سرای «ماه و ماهی»

علیرضا بدیع در صفحه مجازی اش نوشت:

دست هایم دو افعی زخمی، سینه هایت دو گنج اجدادی ست

جای افعی همیشه دوزخ نیست، گنج گاهی میان آبادی ست

به من از خانواده ی پدری نقشه ی دامنت به ارث رسید

اولین خوان گنج، جنگیدن با چهل شاه دزد بغدادی ست

مهره ی مار با من است ولی چشم هایت زمرّد سبزند

در شبی که سربزنگاه است هرچه غیر از دو چشم تو عادی ست

لحظه هایی که با تو سرگرمم: اولین صبح سال خورشیدی

لحظه هایی که از تو دلسردم: آخرین عصر سال میلادی ست

قبّه ی بارگاه بازویت، حلقه ی ملحد النگویت

حجره ی ابروان کم رویت مکتب فرقه های الحادی ست

دست تقدیر دورمان کرده، ایستاده به گورمان کرده

سرگذشت من و تو عاقبتِ برج میلاد و برج آزادی ست

نقشه ی دامنت به یغما رفت… ملک پیراهنت به یغما رفت

بعد ازین روی دامنت بنویس: “برگی از خاطرات یک سادیست!” #علیرضا_بدیع

#ماه_و_ماهی

#نشر_چشمه

#نبض_هنر

منبع: ریتمو

(Visited 26 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *