داریوش طلایی: بیشتر موسیقی ما به سمت پاپ در حال حرکت است

داریوش طلایی: بیشتر موسیقی ما به سمت پاپ در حال حرکت است

داریوش طلایی، موسیقیدان، پژوهشگر موسیقی و جزو برجسته‌ترین اساتید نوازندگی تار است. او که تارنوازی را نزد استاد علی‌اکبر شهنازی فرا گرفته، آثار متعددی را در زمینه ردیف‌های آوازی به رشته تحریر درآورده است. طلایی که مدرک دکترای خود را در رشته موسیقی‌شناسی از اروپا دریافت کرده، پس از بازگشت به ایران به تدریس و تألیف در زمینه موسیقی پرداخته است. جدیدترین اثر این موسیقیدان و پژوهشگر به تازگی برنده جایزه کتاب ‌سال شده است. با او به بهانه تور کنسرت‌های اروپایی گفت‌وگو کرده‌ایم:

در حال حاضر مشغول به چه فعالیتی هستید؟ برنامه اجرایی پیش رو دارید؟

در سال آینده چند برنامه اجرایی دارم، اما تاریخ آن‌ها به‌صورت دقیق مشخص نیست. برخی از این اجراها در خارج از کشور خواهند بود که به احتمال زیاد در ماه اردیبهشت است. در خارج از ایران به این صورت است که از یک سال قبل برنامه‌ریزی می‌شود. در ایران نیز پروژه‌هایی همراه با شاگردانم خواهیم داشت.

اجراهای خارج از کشورتان به‌صورت تور خواهد بود؟

این برنامه به‌صورت تور نخواهد بود، برنامه‌ام همراه با چند تا از شاگردان یا همکاران است که به شکل دونوازی یا تک‌نوازی اجرا می‌شود. مدت‌ها است که کار اجرا را به شکل تور انجام نمی‌دهم. غالباً تورها به این صورت است که با یک خواننده روی صحنه می‌روند و حول و محور یک خواننده است.

علت این که ساز و آواز نسبت به آواز کم‌رنگ‌تر شده را چه می‌دانید؟

بیشتر موسیقی ما به سمت پاپ در حال حرکت است. البته این را از جنبه مخالفت بیان نمی‌کنم. موسیقی پاپ موسیقی مردم‌پسند است و در همه جای دنیا این ژانر موسیقی وجود دارد.

کتابی در زمینه آموزشی در دست تألیف دارید؟

بله. از این رو که انسان کمال طلبی هستم دوست ندارم پروژه‌هایم را به اتمام برسانم، اما تصمیم گرفتم چند پروژه‌ای که انجام شده است در سال آینده جمع‌آوری کنم و در قالب کتاب دربیاورم.

این کتاب‌ها مانند گذشته به موضوع ردیف خواهند پرداخت؟

نه لزوماً. درباره موسیقی ایرانی هستند. شاید برداشت درباره ردیف، برداشت درستی نباشد. زمانی که از ردیف صحبت می‌کنیم، منظورمان ادبیات موسیقی ما است. موسیقی ما یک موسیقی شفاهی بوده که به ما رسیده است، از همین جهت نوشته نمی‌شده و سینه‌به‌سینه به ما انتقال یافته است. مجموعه‌ای را که استادان جمع‌آوری کرده و تدریس می‌کردند، ما به‌عنوان ردیف می‌شناسیم. ردیف یک موضوع جانبی و تخصصی نیست، رپرتوآر موسیقی ما همان ردیف است.

بسیاری معتقد هستند می‌توان از کتاب شما به‌عنوان مرجع استفاده کرد. تا چه اندازه به این موضوع باور دارید؟

مشخص است که این موضوع را بسیار قبول دارم. در مسیر تدریس می‌توان از آن‌ها استفاده کرد. خوشحال هستم که سعادت داشتم در محضر استادانی که ستون‌های موسیقی ایرانی بوده‌اند، باشم. مانند استاد شهنازی، برومند، دوامی، فروتن و هرمزی و… . استادانی بودند که سال‌های از آن‌ها آموختم و با آنان کار کردم. این یک وظیفه برای من ایجاد کرده است و من امانت‌داری هستم که باید این آموخته‌ها را به نسل‌های بعد انتقال بدهم.

کتاب قبلی شما با عنوان “تحلیل ردیف” به‌صورت بسیار تخصصی به تحلیل موسیقی ایرانی پرداخته است. فکر می‌کنید این کتاب چه تأثیری بر موسیقی ایرانی می‌گذارد؟

به این کتاب خیلی اعتقاد دارم و فکر می‌کنم که قاعدتاً سرنوشت موسیقی ایرانی را عوض می‌کند. اگر آینده‌ای برای موسیقی ایرانی باشد از گذر و کانال این کتاب رقم می‌خورد. در یک کلام بگویم که این کتاب، موسیقی ایرانی را درحالی‌که خصوصیات منحصربه‌فردش را ارائه می‌دهد، در ضمن به درجه آکادمیک و مَدرسی می‌آورد که از جنس خودش است. مثل این‌که یک زبان‌شناس، تمام قواعد زبان‌شناسی زبانی که فقط در حیطه شفاهی و سنتی بوده را بیرون بکشد. یک کار خیلی مهمی هم در این کتاب انجام شده است. این کتاب از نظر ارتباطی مخاطب هم خیلی دوستانه است. یعنی شما نباید بروید مثلاً در زیرنویس یا پی‌نوشت کتاب بگردی تا به شما بگوید که خط فلان از نت فلان تا فلان، معرف گوشه فلان است. شما همان‌جا به‌صورت گرافیکی با تن‌های مختلف گوشه‌ها را می‌بینید که با رنگ‌های خاکستری روی همین نگارش مشخص شده و بغلش نوشته شده است. یعنی آناتومی گوشه را در کتاب تصویر کرده‌ایم. این کتاب مثلاً بخشی به نام آناتومی گوشه دارد. این فرم گوشه اصلاً چیست؟ هر گوشه‌ای هم یک‌جور است. خلاصه بگویم که این کتاب، موسیقی ایرانی را به قول یکی از دوستان به‌صورت هلو برو تو گلو درآورده است.

وضعیت موسیقی ایرانی را چطور می‌بینید؟

وضعیت به‌طور قطع مناسب نیست و قابلیت انتقاد دارد. اما جهات مثبتی نیز دارد. به‌صورت بی‌سابقه‌ای فعالیت آموزش، نشر و … در حال انجام است. اما باید کمی نیز به کیفیت پرداخته شود و ژانرهای موسیقی به درستی تعریف شود.

فکر می‌کنید علت این که هنرجویان موسیقی آموزشگاه‌ها را نسبت به دانشکده‌های موسیقی ترجیح می‌دهند، چیست؟

فکر نمی‌کنم به‌طور صرف رفتن به دانشگاه ضرورتی داشته باشد. هر کسی که به موسیقی علاقه مند است از هر چیزی با اهمیت‌تر برای او این است که استاد خوبی پیدا کند، حال مهم نیست آن استاد دانشگاه باشد یا آموزشگاه.

منبع: هنرآنلاین

(Visited 23 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *