افشین مقدم: اين تنديس تجسم سال‌ها تلاش من در عرصه ترانه‌سرايی سرزمينم بود

افشین مقدم: اين تنديس تجسم سال‌ها تلاش من در عرصه ترانه‌سرايی سرزمينم بود

«افشین مقدم» امسال برای اولین‌بار موفق به کسب تندیس طلایی «موسیقی ما» شد. او در چهارمین جشن سالانه «موسیقی ما» بابت ترانه «لالایی» که با صدای «علی زندوکیلی» منتشر شده بود، تندیس ترانه برگزیده سال را کسب کرد. ترانه‌ای که در میان کارهای علی زندوکیلی بازتاب زیادی داشت و توانست نظر مثبت کارشناسان نظرسنجی سالانه «موسیقی ما» را هم جلب کند. اولین حضور افشین مقدم در میان نامزدهای جشن سالانه «موسیقی ما» و کسب اولین تندیس بهانه‌ای بود تا دقایقی با این ترانه‌سرا هم‌کلام شویم. او که معمولاً گفتگویی با رسانه‌ها انجام نمی‌دهد دیدگاه و تحلیل جالبی راجع به انتخاب ترانه «لالایی» داشت:

*اولین نکته این است که شما روی صحنه اعلام کردید این جایزه را به دکتر یداللهی و خانواده اش تقدیم می کنید. چرا این کار را انجام دادید و آیا این تصمیم ناگهانی به ذهنتان رسید؟

حقيقت اين است كه پيش‌تر به اين ماجرا فكر كرده بودم. با توجه به همه‌گيرشدن ترانه «لالايي» در دو سال گذشته كه در لايه‌هاى وسيع اجتماع شنيده شده بود و بسيار تاثيرگزاري عميق ايجاد كرده بود، اكثر دوستان اعتقاد داشتتد كه ترانه لالايي موفق به دريافت تنديس خواهد شد. من هم با اعتماد به نفس و آمادگي قبلي قصد داشتم در صورتي كه برنده تنديس شوم آن را به دكتر افشين يداللهي عزيز تقديم كنم. اين تنديس تجسم سال‌ها تلاش و كوشش من در عرصه ترانه‌سرايي سرزمينم بود و خوشحالم كه آن را با تمام قلبم به افشين يداللهي نازنين تقديم كردم.

*از انتخاب ترانه لالایی به عنوان ترانه برتر سال در چهارمین جشن سالانه موسیقی ما بگویید. اتفاقی که با وجود رقبای سرسخت در این عرصه رخ داد و اصلا آیا لالایی را با هدف رقابت نوشته بودید؟

انتخاب لالايي به عنوان بهترين ترانه سال براي من و تيمم لحظه درخشاني بود. از اين جهت كه در اولين دوره حضورم در جمع نامزدهای اين جايزه در دو بخش بهترين قطعه موسيقي تلفیقی و بهترين ترانه در بخش مردمي و در بخش كارشناسي به تيم توليد لالايي تعلق گرفت. من و عليرضا افكارى بارها و بارها در ترانه‌هاي ديگر با بعضي از اسطوره‌هاى خوانندگي موفق شده بوديم که ترانه‌هاي اسلو را مگاهيت كنيم. آثارى كه هر كدام زمان ريليز خود بيش از ده ميليون بازديد داشتند اما در ماركت داخلي اين اولين‌بار بود كه اين اتفاق برايم رقم مي‌خورد. آن هم با خواننده بسيار جواني كه فكر مي‌كنم با ترانه‌هاي «آه سرد» و لالايي براي اولين‌بار شخصيت مستقل هنري تازه‌اي را براي ادامه فعاليت هنري خود در پيش گرفت كه بسيار هم تجربه موقفي براي هر كدام از ما بود. در مورد رقباي سرسخت بايد بگويم از بين آن دوستان با روزبه بسيار مراوده و نزديكي دارم و عمر دوستي ما بيش از يك دهه است و لحظات زيباي ترانه‌هايش را ستوده‌ام و حضور ترانه‌سراهايي از اين دست به پيشرفت ترانه‌سرايي كمك مي‌كند. اعتقاد دارم در دهه پنجاه يكي از دلايلي كه اين همه اثر فاخر و زيبا توليد مي‌شد اين بود كه دو يا سه ترانه‌سراي درجه يك در كنار چند آهنگساز و تنظيم‌كننده بزرگ در يك آلبوم حضور مي‌يافتند و هر كس تلاش مي‌كرد بهترين خود را ارائه دهد و به همين خاطر آثار زيبايي در يك رقابت سالم كاري خلق مي‌شد. به هر تقدير هر چه قدر ترانه‌سراهاي سرزمينم بهتر و بهتر باشند آن نقطه، نقطه‌اي است كه احساس مي‌كنم مي توان توانايي‌ها را به چالش كشيد و از دريافت چنين تنديسي احساس غرور كرد.

*به نظر خودتان چه نکاتی باعث شد تا ترانه لالایی به عنوان ترانه سال انتخاب شود و برای کارشناسان این نظرسنجی تاثیرگذار بود؟

اين اولين دوره‌اى بود كه من با چند ترانه در دفترچه ترانه‌هاي داخلي حضور داشتم. پيش از اين چندان در دوره‌اي كه جشن‌هاي «موسيقي ما» برگزار مي‌شد با خواننده‌هاي داخلي فعاليتي نداشتم و طبيعتا نامزد هم نبودم. ترانه لالايي از بازوهاي قدرتمندي برخوردار بود و همه اركان آن از نقطه نظر عاطفي و تكنيكي در عالي‌ترين سطح توانستند با مخاطب ارتباط برقرار كنند. ملودي زيباي عليرضا افكاري، اجراي بي‌نظير علي زندوكيلي و تنظيم هوشمند سعيد زماني بازوهای ترانه لالایی بودند. از بعد كلام نيز لالايي يكي از معدود ترانه‌هاي روايي اين روزهاي موسيقي است كه تايپ و ادبياتش نسبت به آنچه به طور روزمره مي‌شنويم متفاوت‌تر بود. حتی نسبت به ترانه‌هاي ديگر من نيز ادبيات متفاوتي داشت چون اين ترانه كليتش بيست و چند سال پيش، قبل از آغاز به كار دوباره موسيقي پاپ در سال ٧٦ سروده شده بود. به همين خاطر خيلي صادقانه و واقعي بود. از نظر زاويه ديد و سوژه به نحوي بود كه هر كس مي‌توانست خود را در جايگاه كاراكترهاي ترانه قرار دهد. مورد ديگر اينكه لالايي بر خلاف اكثر ترانه‌هاي اين روزها به گروه سني خاصي تعلق نداشت و دايره وسيعي از مخاطب فارسي را در بر مي گرفت. ديگر اينكه برخي از اتفاقات كه احساسات اجتماع را جريحه‌دار كرده بود از قبيل حادثه پلاسكو، كودك سر راهي، مدافعان حرم و قرباني شدن دختربچه و… همواره ترانه لالايي را در موسيقي متن خود همراه داشتند. همه اينها دست به دست هم داد تا با ترانه لالايي يك طيف وسيع از مخاطب با هر طبقه و پايگاه اجتماعي ارتباط برقرار كند و با آن همذات‌پنداري داشته باشد.

*در همین بخش به نظرتان کدام یک از ترانه های دیگر شایسته کسب تندیس بودند؟

ببينيد نظر من يك نظر حسي و عاطفي صرف نيست. من صاحب زيبايي‌شناسي هستم كه بر اساس آن زيبايي‌شناسي دست به انتخاب مي زنم. يعني اِلِمان‌هاي مختلفي وجود دارد كه يك ترانه را به نظر كارشناسي و زيبايي شناسي من نزديك مي‌كند. مثلا يكي از آن اِلِمان‌ها اين است كه حتماً بايد در قالب ملودي براي كلام اتفاق خوبي بيفتد و زمزمه‌پذير شود و ديگر اينكه مثلاً سوژه تازه و بكري داشته باشد. مثلاً در عرض تصاوير خوب و به لحاظ جهان‌بيني حرفي براي گفتن داشته باشد و… حال ممكن است يك ترانه همه اين مختصات را با هم نداشته باشد ولي به هر حال از آن بين به لحاظ سوژه و عنوان به يادماندني ترانه و زمزمه‌پذيري ترانه «سي سالگي» انتخاب من است .

*این اولین بار بود که شما و اثرتان در یک رقابت قرار می گرفتید و در اولین رقابت موفق بودید. کسب تندیس موسیقی ما چه تاثیری در ادامه روند کارتان خواهد داشت؟

اين رقابت‌ها و دريافت تنديس صد در صد ايجاد انگيزه خواهد كرد. تنديس به شما ياد آوري مي‌كند اگر در بلبشوي اين روزهاي موسيقي پاپ كه ايده و تفكر خاصي وجود ندارد و در بين اين همه سر و صداي بي هدف كه حرف تازه‌اى به گوش نمي‌رسد، هنوز صحنه‌اي وجود دارد كه مي‌تواني ديده شوى و شنيده شوي به اعتقاد من جايي مي تواند باشد كه عيار هنري اثري كه خلق كردي مشخص شود و صاحب امتياز شوید.

*دوست دارم کمی از نظرسنجی و چهارمین جشن سالانه موسیقی ما بگویید و خصوصا می خواهم علاوه بر نظرات، انتقادات شما را هم بشنوم.

خدا را شكر در اين دوره جشن «موسیقی ما» در اكثر بخش‌ها حق به حق دار رسيد. نكته‌اي كه وجود دارد فكر مي كنم اين باشد كه ممكن است همه فرصت نكنند همه آثار را بشنوند و احساس مي‌شود به صورت تصادفی به اسامی آشنا و معروف‌تر امتياز مي‌دهيم يا اينكه طرفداران يكي بيش از ديگري باشد. همه اين‌ها ممكن است عدالت اين قضاوت را با چالشي جدي مواجه كند. شايد براي فرار از اين ماجرا نيازمند هيئتي باشيم كه مافوق كارشناسي عمومي كه دفترچه‌ها را دريافت مي‌كنند قرار بگيرند و راي آنها كد يا امتياز خاصي داشته باشد كه بتواند به طور ميانگين حق را به حق‌دار بدهد.

همچنین در اين دوره متأسفانه از همان آغاز احساس شد اجراي برنامه با عدم هماهنگي و سردي خاصي مواجه شده است. با اينكه دكور و هزينه‌ها مافوق سال‌هاي گذشته بود اما سردي كه در بخش اجرا و اداره‌كردن برنامه وجود داشت آن هم در بزرگترين جشن موسيقي سرزمينمان كمي شايد نقطه ضعف اين برنامه بود. اميدوارم در سال‌هاي آينده در بخش اداره‌كردن برنامه‌اي كه در حضور مفاخر موسيقي سرزمينمان اتفاق مي‌افتد تدارك بهتري صورت پذيرد.

*شما در سالهای گذشته بدون حضور در بخش رقابتی مهمان این جشن بودید. می خواهم بدانم آیا در سال آینده هم اگر در رقابت نبودید مهمان این جشن اهالی موسیقی می شوید؟

بله. مانند سال‌هاي گذشته حتماً شركت خواهم كرد. من به بعضي از اين لجبازي‌هاي غير حرفه‌اي عادت ندارم.

*آیا در سال آینده برنده تندیس موسیقی ما خواهید بود؟ اگر فکر می کنید اینطور است با کدام قطعه یا آلبوم خواهد بود؟

در سال آينده فكر مي‌كنم آلبوم عليرضا عصار نازنين یعنی «جز عشق نمي‌خواهم» كانديد شود و من در كنار همكاران حرفه‌اي ديگرم در اين آلبوم با سه ترانه حضور دارم و نمي‌دانم در بخش ترانه كانديد مي شوم يا خير! البته ترانه كلنل اثر مشترك من ، سالارعقيلي و بابك زرين عزيز هم فكر مي‌كنم در رقابت قرار دارد و البته شايد تا پايان امسال ترانه‌هاي ديگري هم به اين ليست اضافه شوند. درپايان از سايت «موسيقي ما» كه مي‌دانم بدون بودجه تعريف شده خاصي به صورت خودجوش در برپاكردن اين جشن هر سال تلاش مي‌كند به سهم خودم از صميم قلب سپاسگزارم.

 

منبع: موسیقی ما

 

(Visited 3 times, 1 visits today)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *