سیامک عباسی در راه پاریس

سیامک عباسی در راه پاریس

سیامک عباسی با انتشار این عکس نوشت :

 

از پنجره ى هواپيما بيرونو نگاه مى كنم، اونقدر بالا رفته كه بتونم حس كنم از زمين جدام. همه ى اجزاى زمين از اون بالا مثل يه نقطه ديده مى شن، توى ذهنم يه زوم بك مى زنم و نقطه ى ديدمو دورتر مى كنم، انگار دارم تو ارتفاع بالاتر پرواز مى كنم، و پهنه ى ديدم به زمين وسيع تر مى شه ولى باز كافى نيست. دوباره زوم بك مى زنم، اونقدر زوم بك مى زنم كه تمام سياره رو كامل پيش چشمم ببينم. درست مثل گوگل ارث🌎
اونجا مى تونم توى ذهنم حس بى وزنى رو تجربه كنم و به مفهوم گرانش فكر كنم. كه چطور يه توپ جرمگين سنگى، گرفتار اين سراشيبى شده؟ سراشيبى اى كه يه غول جرمگين مثل خورشيد برامون ترتيب داده. به اين فكر مى كنم چند ميليارد ساله كه اين كره ى آب گرفته، داره هم دور خودش مى چرخه هم دور يه ستاره ى ديگه؛ درست مثل يه فرفره ى چوبى كه تو بچگيام مى چرخوندم، انگار چرخش اين فرفره به چشم ما هزاران بار اسلوموشن شده وگرنه احتمالاً اين چند ميليارد سالى كه ما واسه خودمون تعريف كرديم، واسه خود اجرام فقط چند ثانيه محسوب مى شه…
تازه جالب اينجاست كه كل منظومه داره دور يه سياهچاله كه درست مركز كهكشان راه شيرى قرار گرفته مى چرخه، و باز كل كهكشانمون هم با كهكشان همسايه دارن دور هم مى چرخن، و همين ترتيبو بگير برو بالا…
يه پياز كه تريليون تريليون لايه داره… (حيف كه آيكون پياز نداريم)
يعنى جهان، هر لحظه از يه لوكشين جديد رد مى شه، يعنى آدرس خونه مون هيچوقت همون جايى كه فكر مى كردم هست، نبوده 🙄🏠
باز از پنجره ى هواپيما بيرونو نگاه مى كنم، از اين فكرهاى تو در تو و هزارپيچ ميام بيرون و همچنان تلاش مى كنم به مغزى كه از زمان تولد با مفهوم وزن و افتادن، شكل گرفته، بفهمونم معلق بودن يه جسم توى يه فضاى خالى و نامتناهى، يعنى چى… 🙄
اگه گرانش نبود، اگه جاذبه نبود، اگه هر چيزى كه از دستم رها مى شد نميوفتاد زمين، اونوقت “بالا و پايين” چه معنى داشت؟

 

 

منبع : ریتمو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *