محسن چاوشی شعری از مولانا را به اشتراک گذاشت

محسن چاوشی شعری از مولانا را به اشتراک گذاشت

محسن چاوشی در صفحه اینستاگرام خود شعری از مولانا را به اشتراک گذاشت:

ساق‌هایت!
ساقه‌های تنومند هر درختی را می‌لرزاند.
و میوه‌هایت آه…
بند انگشتانت
بندبند شاخه‌هایم را
به بند می‌کشد.

دلبندم!
نبند دکمه بهارت را
و نبند کوله بارت را
بخند گُلِ قطعا زیبا!
نرو‌! بمان!
و بخوان مرا به چشمه‌های آبی‌ات
لب گس شرابی‌ات؛
هلوهای متورمت شیرین است
طعم عسل می‌دهدم
وقتی که اذن بغل می‌دهی

و تنت
تنه‌ام را به خود می‌تند
و می‌خرامی در باغ
و به طاق می‌چسبانی‌ام
وقتی که می‌روی به سمت اتاق

از باغ تا اتاق!
دنبال می‌کند تو را عقاب چشمانم
و اتاق شدیدم
به یاد ماندنی‌ترین شدت
برای داغی‌ام.

هیزم اجاقم
اصلا تنورم وقتی که دور می‌شوی
از باغم
داغم من
آهن سرخی که در مرکزی‌ترین نقطه کوره
تفدیده
تفتانم
خاموش نیستم
جوشِ جوشم
صدایم را نمی‌شنوی؟

وقتی نفس می‌کشی
مثل زغالِ روی قلیان
با هر دمی که می‌گیری
گُر می‌گیرم و می‌سوزم و‌ دود می‌شوم
و می‌بویم دهانت را
و بازدمت رهایم می‌کند در باغ
کاش تا ابد حبس می‌شدم در سینه‌ات
در دهانت

اتاقم طور سیناست
موسی!
می‌خواهم ببینمت
و پذیرفته شد
و از آنجا عبور می‌کردی تو را دید
و بنی اسرائیل تا ابد نفرین شد
والضالین

من ضعیف‌النفسم
من که هیچ
آن‌ساق، پیامبرت را هم

آن ساقِ خَلاق خدا را نیز
به خانه دعوت کرد
و پیکی و جامی و‌ بعد
آیه‌ای مشق می‌شود به جبرائیل
که تبارک‌الله احسن‌الخالقین

ارنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد
تو که در میان باغی الاایها تو ساقی

منبع: ریتمو

(Visited 34 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *