گلایه‌های تلخ و متن خواندنی محسن چاوشی

گلایه‌های تلخ و متن خواندنی محسن چاوشی

گوش نبودید

چشم که داشتید!

ندیدید رنجهایم را؟

از خراشهایم که میگفتم تلفن میشدید و خنده با دوست دارانتان ها !

و من همه گوش میشدم هنگام قهرتان !

با همان دوست ندارانتان ها!

 

دستهایم را در ملاء نمیگرفتید کسرتان میشد !

آواز که میخواندم اضافه میشدید به دستانم!

گره که میخوردید باز میشدید از من

گره که میخوردم دندان نمیشدید حتی!

من چه بودم جز اسم!؟ دست دراز که میکردم ، برقِ سه فازتان بودم ،

دست که دراز میکردید پس اندازتان بودم !

تَنگ که میشدید گشاده رو بودم !

تَنگ که می آمدم تَنگِ خُلقتان بودم!

و جیبهای فراخم جیبتان میشد !!

به وقت نیاز دست به جیبتان بردید

سردم بود که جیب خواستم ازتان !

و سریعا جیبهایتان را دوزیدید!

سلام که میکردید بی دهان علیک !

میگفتم سلام سکوت میکردید!

نمکتان که میخوردم عَبوس میشدید ،

لقمه که میخوردید اَبوص می رفتید!

تنها که میشدم فرار میکردید..

تنها که میشدید تنها نمیماندید !

آه …ادای دلسوزی !

فرق دارد با اصول دلسوزی!

سوزاندن بلد بودید و من سوختتان بودم

سوخت که میشدم موشکی بودید!

سرما که میشد شال گردنتان بودم

یخ که میزدم “ها “ نمیشدید حتی!

جوش هم که بودم خنک میشدید از من

خنک که میشدید سرد میشدید با من !

 

چه قدر گریه به گرمابه !

چه قدر اشک به دوش حمام!

چه قدر خنده های مجبوری!

چه قدر کنجهای مهجوری!؟

منبع: ریتمو

(Visited 220 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *