متن تلخی که محسن چاوشی به اشتراک گذاشت

متن تلخی که محسن چاوشی به اشتراک گذاشت

محسن چاوشی با انتشار عکس بالا در صفحه اینستاگرامش نوشت:

چه قدر سکوت شده ام آنقدر حرفهایم را خورده ام

حرفم نمی آید !

خوب! سیگار میشوم و دود میکنم! او گلو میشودم و جیغ میکشد نا گفته هایم را و میسوزد و عاقبت دود میشود و میرود رو به هوا !

دیوار بغض اش میترکد هر روز و سیگاری دود میکند و سری تکان میدهد و نمیرود!

آخر پای رفتنش نمی آید !

لنگ یک نخ سیگار است و عصایی

لنگ لنگان میخرد برایش نخی از ته کوچه و لای آجرهایش میگذارد و

لنگ لنگان ٫ عصا بدست میرود !

کنج خودش می ایستد و دود میکند آجرهایش را و با خودش خاموش میکند دودش را و در خودش فرو میرود !

سالها جایی نرفته است و فقط تکیه گاه بوده و هر کسی هر انگی دلش خواسته به او چسبانده!

هرسال پیر تر و فرسوده تر!

گوشت به تنش نمانده و پاهایش میلرزند !

و خموده و بی طاقت به ادامه ی نا امیدش امیدوار ادامه میدهد!

کلنگ‌ ها کلنگ بدست آمدند فرار کن دیوار !

هه!

البته با همان دو سه نخ سیگار!

کلنگ ها به جانش افتادند و دار و ندارش را پهن کرده اند کف کوچه!

آجرهایش تکه تکه شدند و او لای آنها سیگارش را برمیدارد و گوشه ای آتشش را بپا و نظاره میکند استخوانهایش را!

تمام شد فرو ریخت هر چه را که بنا کرده بودی

منبع: ریتمو

(Visited 29 times, 1 visits today)

نوشته‌های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *